ولی اگر مردی تحت فشار و استرس باشد، حرف زدن همسرش در آن حال را دخالت می داند. زیرا مرد در چنین موقعی احتیاج شدید به تنهایی و استراحت و فکر کردن دارد!
و یا زن دوست دارد با شوهرش صحبت کند و با شوهرش تفریح برود و در کنار شوهرش باشد و شوهر به وی توجه کند تا آرام بگیرد و ... بر عکس مرد دوست دارد در خانه یک فیلم را نگاه کند و خستگی کارش را رفع کند و ... در این مواقع از نظر زن، مرد خودخواه و بی عاطفه، بی علاقه و سرد است و فکر می کند که مردش وی را درک نمی کند و او را دوست ندارد و ... و بر عکس مرد فکر می کند که، زن مزاحم است، پرحرف است، موقعیت شناس نیست، فقط به فکر خودش است و ذره ای مرا که شوهرش هستم نمی فهمد و ...
بله، این برداشت های مختلف، به خاطر انعکاس ساختارهای مغزی متفاوت آنهاست. اینکه متوجه این تفاوت بشویم، فشار را از وجود ما و شریک زندگیمان بر طرف می کند و باعث می شود که یکدیگر را مورد انتقاد و قضاوت قرار ندهیم و با تفاهم و احترام متقابل و با گفتگوی مهربانانه و دوستانه و با گذشت و ایثار این تفاوت را به هم نزدیک کنیم و از این که در کنار هم هستیم مانند ایام نامزدی احساس لذت و شادی کنیم. به شما توصیه و به خودم تذکر می دهم که صفا و صمیمیت بین زن و شوهر آنقدر مهم و حیاتی است که با تمام دنیا هم آن را عوض نکنیم. اما یک سوال: چرا آن جو با صفای ایام نامزدی را حفظ نکردید؟
برچسب:
نویسنده: کارن مقدم